ای خشم تا از تو چه سازم

بر اساس قانون پایستگی ماده و انرژی، مقدار ماده و انرژی در یک سیستم ایزوله ثابت است بدین معنی که هیچ کدام از بین نمی روند و صرفا از شکلی به شکل دیگر تغییر می یابند. این قانون نه تنها در جهان فیزیک و شیمی که در مورد روان ما نیز صدق می کند.

حاصل هر برخورد و ضربه ای، آزاد شدن مقداری انرژی است و چگونگی مدیریت و کنترل این انرژی تعیین کننده نتایج حاصل از آن ضربه خواهد بود. در بسیاری موارد، ضربه خارج از کنترل ماست اما نحوه مدیریت کردن انرژی حاصل از آن بی شک در اختیار ماست اما گاهی به دلیل حجم بالای انرژی آزاد شده و تنش حاصل از آن، آدمها نکته ی مهم کنترل و مدیریت را نادیده می گیرند و سوار بر موج احساسات، انرژی عظیمی را که می توانستند به خدمت بگیرند به راحتی تلف می کنند. چرا که همیشه آسان ترین راه، تخلیه انرژی به دم دست ترین شیوه است و هدایت انرژی، خود پدیده ای ست که نیاز به مهارت دارد.

شرایط این روزهای جامعه چونان “بیگ بنگ” ی است که انرژی آزاد شده اش شکل خشم دارد. خشمی ترسناک که از سرکوبی سالیان بسیار دراز می آید. می توان این انرژی عظیم را با ابرازی صرفا هیجانی هدر داد و می توان آن را در مسیری هدایت و کنترل کرد که در نهایت آورده ای برای خودمان و نسل های بعدمان داشته باشد. یادمان باشد منابع انرژی چه فیزیکی و چه روانی محدودند و به راحتی به دست نمی آیند و برای به دست آوردنشان هزینه زیادی پرداخت می شود. ما تمام عمرمان را برای انرژی های آزاد شده صرف می کنیم و این خودمان هستیم که تعیین می کنیم انرژی را به کدام سمت برانیم.

پرفسور هالپرین که استاد روانشناسی یکی از دانشگاههای خاورمیانه است می گوید: “احساسات جمعی، پیش بین های بسیار قدرتمندی برای ایجاد تغییرات مطلوب در حوزه سیاسی هستند.” می توان انرژی خشم را در کانال فرایندی حساب شده، فکر شده و منطقی برای کسب درخواست هایی به جریان انداخت که در دراز مدت دستاورد مثبتی برایمان داشته باشد. انرژی، شکل بالقوه ماده است. این ماده می تواند تجسم خواسته های ما باشد اگر بتوانیم انرژی را صرف “ساختن” کنیم “و نه صرف “ویران کردن.

پ.ن: از آنجایی که روانشناسم و نه مفسر سیاسی، تحلیلم بیشتر از زاویه سود و زیان حاصل از هر فکر، احساس و رفتار در چارچوب قواعد روان است و نه دستورالعملی در باب بایدها و نبایدهای فعالیت های سیاسی.

نوشته های مرتبط

روابط عاطفی

در جستجوی همانندی و همسانی

کوهات می گوید: «صرف حضور آدمها در محیط اطراف کودک- صداهایشان و بوی بدنشان، احساساتی که ابراز می کنند، سروصداهایشان حین انجام فعالیتهای روزمره، بوی خاص غذایی که آماده می کنند و می خورند- در کودک احساس امنیت ایجاد می کند؛ احساسی از تعلق و مشارکت... احساساتی که مهر تاییدی هستند بر این که او هم آدمی [...]
پرسئوس
روانشناسی اجتماعی

پرسئوس، در انکار نارسیسیستیک یا قهرمان؟

 پرسئوس پرسئوس از قهرمانان اساطیر یونانی است، مادرش دانائه، دخترآکریسیوس، و پدرش زئوس است. آکریسیوس، پادشاه آرگوس، در پی پیشگویی معبد دلفی که پسر دخترش او را به قتل خواهد رساند دانائه را در چاهی در حیات قصر زندانی می کند تا جلوی بچه دار شدن او را بگیرد. اما زئوس در قالب باران بر سر دانائه[...]