
روان درمان گر نه جادو می کند، نه دارو تجویز می کند، نه مراجع را نصیحت می کند و نه به جای او تصمیم های مهم زندگی اش را می گیرد. روان درمانی یک “فرایند” است. فرایند یعنی گذر زمان در آن اهمیت دارد و یک شبه (استعاره از زمان کوتاه) رخ نمی دهد.
نمی شود تمام اجزای قورمه سبزی را در قابلمه ریخت و همان موقع هم قورمه سبزی را سر میز آورد و خورد . باید “مدت زمانی” “حرارت” ببیند و جا بیفتد. تغییر آدمیزاد هم نمی تواند یک شبه رخ دهد. الگوهای اشتباهی که طی دهه ها زندگی در ذهن و روان ما حک شده اند و سلول های مغز ما به آن ها عادت کرده اند و آسیب هایی که روان ما طی دهه ها زندگی در شرایط نامناسب دیده است هم یک شبه قابل رفع و رجوع نیستند.
نکته دیگر این که “روان درمانی” علاوه بر این که یک فرایند است، یک فرایند “دو طرفه” است. مثل نزد پزشک رفتن نیست که بیمار خودش را به دست پزشک می سپارد و او تشخیصی می گذارد و بر اساس آن تشخیص دارو تجویز می کند و نهایت نقش بیمار در این میان مصرف دارو است.
روان درمانی مبتنی بر “رابطه ی درمانی” است و هر رابطه ای نیازمند حضور حداقل دو نفر است. این رابطه که تعاریف و ویژگی های خاص خود را دارد در روانی درمانی بین مراجع و روان درمانگر برقرار است و همان گونه که روان درمانگر، خود مراجع هم در آن نقشی فعال دارد. روان درمانی سفری است در درون که درمانگر در آن نقش راهنمای سفر را دارد.