کوهات می گوید: «صرف حضور آدمها در محیط اطراف کودک- صداهایشان و بوی بدنشان، احساساتی که ابراز می کنند، سروصداهایشان حین انجام فعالیتهای روزمره، بوی خاص غذایی که آماده می کنند و می خورند- در کودک احساس امنیت ایجاد می کند؛ احساسی از تعلق و مشارکت… احساساتی که مهر تاییدی هستند بر این که او هم آدمی است در میان دیگر آدمیان.»
کوهات در تاکید بر اهمیت مفهوم «آشنابودن»، واکنش فضانوردانی را مثال می زند که سفینه شان خراب شده و بر سر یک دوراهی مانده اند: مدار زمین را ترک کنند و تا ابد در جهان سرگردان باشند یا به زمین بازگردند و احتمالا آتش بگیرند و بمیرند. فضانوردها همگی و بی تردید، پاسخشان یکی است: بازگشت به زمین و مرگ احتمالی به جای خطر سرگردانی بی پایان در خالی تاریک ابدیت. حتی در مرگ، آدمها می خواهند در احاطه تاریکی و سکوتی بشری و آشنا باشند تا یک تهی بی معنای ناآشنا.

