فرافکنی

اروس، پویا و دائما در حال تغییر شکل است. اروس، به عنوان انرژی همیشه در حال رفتن به جایی و همچنین در تلاش برای وصل شدن، پرکردن و متعالی شدن است. دقیقا همان گونه که به ما گفته اند، طبیعت از خلا متنفر است، روان ما نیز از تهی بودن یا خالی بودن می هراسد. همه ی ما در حالی که تلاش می کنیم این پوچی را پر کنیم، اغلب این تهی بودن را با خودمان، پر می کنیم. هر جا فضایی باز می شود، “فرافکنی” درون آن فضای خالی به پرواز در می آید.
تمام روابط با فرافکنی آغاز می شوند. گاهی شما کاملا مطئمن هستید و یقین دارید که این فرد همان فرد درست است. در حالی که فقط حضور یک عقده ی نامرئی (همچون وقتی یک گوسفند با عجله به سمت یک میدان مین می رود) می تواند توضیحی برای این انرژی فوری و زیاد باشد.
دو عقده ی مهم به زندگی های ما جان می بخشد که هر دو اشتباه هستند و ما به صورت خودآگاه می دانیم که اینگونه است اما روش های نامحدودی برای انکار کردن و توجیه کردن آنها پیدا می کنیم. اولین عقده، دروغ “فناناپذیری” است و دیگری، فانتزی و خیال “دیگری معجزه گر” است، این فکر که فردی در دنیای بیرون وجود دارد که دقیقا از همه لحاظ مناسب ماست، کسی که باعث خواهد شد زندگی ما جواب دهد، کسی که برای ما حکم یک روح در دو بدن دارد و قرار است لطماتی که به پیشینه ی شخصی ما وارد شده را جبران کند، کسی که همیشه کنار ما خواهد بود، ذهن ما را خواهد خواند، می داند که ما چه می خواهیم و عمیق ترین نیازهای ما را برآورده می کند. پدر و مادر خوبی که از ما در برابر رنج و درد محافظت خواهد کرد و اگر خوش شانس باشیم، کاری می کند که نیاز به سفر خطرناک “تکامل فردی” نداشته باشیم.

بهشت رابطه
جیمز هالیس/ ترجمه ی سید مرتضی نظری

 

نوشته های مرتبط

روابط عاطفی

در جستجوی همانندی و همسانی

کوهات می گوید: «صرف حضور آدمها در محیط اطراف کودک- صداهایشان و بوی بدنشان، احساساتی که ابراز می کنند، سروصداهایشان حین انجام فعالیتهای روزمره، بوی خاص غذایی که آماده می کنند و می خورند- در کودک احساس امنیت ایجاد می کند؛ احساسی از تعلق و مشارکت... احساساتی که مهر تاییدی هستند بر این که او هم آدمی [...]
پرسئوس
روانشناسی اجتماعی

پرسئوس، در انکار نارسیسیستیک یا قهرمان؟

 پرسئوس پرسئوس از قهرمانان اساطیر یونانی است، مادرش دانائه، دخترآکریسیوس، و پدرش زئوس است. آکریسیوس، پادشاه آرگوس، در پی پیشگویی معبد دلفی که پسر دخترش او را به قتل خواهد رساند دانائه را در چاهی در حیات قصر زندانی می کند تا جلوی بچه دار شدن او را بگیرد. اما زئوس در قالب باران بر سر دانائه[...]