چگونه تغییرات خلق خود را مدیریت کنیم

موجوداتی هستیم که بیش از آنچه تصور کنیم و بپذیریم، تحت تاثیر تغییرات خلقی مان قرار می گیریم. گاهی به راحتی خودمان را تحمل می کنیم، آینده روشن است و خودمان را برای اشتباهات گذشته مان می بخشیم. و گاهی خلق مان افت می کند و از بیشتر کارهایی که کرده ایم پشیمانیم، خودمان را ضعیف و بی لیاقت و سزاوار سرزنش می بینیم، احساس گناه می کنیم و خود را در مسیر یک فاجعه می بینیم. اما حتی نمی توانیم بفهمیم که چگونه از آن نقطه روشن به این چاه تاریک افتادیم. روزی که با انرژی و امید آغاز شده ممکن است به نفرت و اشک ختم شود وبا قطعیت به این نتیجه برسیم که چیزی به جز اشتباه خلقت نیستیم .

نمی توانیم همیشه از این تغییر خلق جلوگیری کنیم اما آنچه که می توانیم انجام دهیم این است که این تغییرات خلق را مدیریت کنیم تا سقوط مان به آن چاله تاریک با سرعت کمتری رخ دهد و اندوهمان غلظت کمتری داشته باشد. مثلا:

۱- بپذیریم که حتی در برابر چیزهای کوچک آسیب پذیریم. به گونه ای از موجودات تعلق داریم با حساسیتی بسیار زیاد و حتی کشنده. نمی توانیم انتظار داشته باشیم که از طرفی از ظرافت آثار رامبراند و بتهون لذت ببریم اما از آن سو در برابر کلام نا مهربان معشوق یا نگاه غیر دوستانه یک مشتری، بی تفاوت باشیم. نباید خودمان را به خاطر پوست کلفتی که نداریم سرزنش کنیم. باید خودمان را با تمامی عواقب گشاده بودن در برابر تجربیات زندگی وقف دهیم.

۲- تا وقتی که به ویرایش روابط و زندگی اجتماعی مان نپردازیم کسانی خواهند بود که هر چند خودشان را دوست معرفی می کنند اما آنچه با احساسات ما انجام می دهند از دوستی فاصله زیادی دارد. اگر می خواهیم با خودمان مهربان باشیم باید این لیست دوستی ها را ویرایش کنیم و وصله های ناجور را حذف کنیم.

۳- داشتن همراه و دوست خوب . کسانی که به ما اطمینان می دهند هنوز به جایی تعلق داریم، که اندوه چیز غیر قابل انتظاری نیست و این که اشتباهاتمان هیچ گاه ما را از مهربانی شان محروم نخواهد کرد. این روح های آرامش بخش، خودشان اندوه را چشیده اند، تنفر از خود را تجربه کرده اند و یاد گرفته اند چطور به بیهودگی زندگی بخندند و مهم تر از همه وقتی از حال گرفته خودمان به آنها می گوییم می دانند چطور گام بعدی دوستی را که ضروری ترین گام است بردارند: ضعف های ما را بپذیرند و بعضی از ضعف های خودشان را هم به ما نشان دهند.

۴- یکی از علت های این تغییر خلق های ما بدن مان است. اما از آنجا که برایمان تحقیر آمیز است که بپذیریم تفکراتمان درباره خودمان و زندگی مان ممکن است به عوامل جسمانی وابسته باشد، به این که چقدر خوابیده ایم، چقدر آب خورده ایم و یا همزمان در حال مبارزه با ویروسی در بدنمان هستیم، دچار این وسوسه می شویم که گمان کنیم تمامی تغییر خلق هایمان حتما “علتی” دارد. اما عاقلانه تر است که بدانیم بسیاری از آنچه در ذهنمان می گذرد حاصل چیزی است که در بدنمان می گذرد. گاهی این گونه نیست که همه چیز تمام شده و ما بدترین آدم روی زمین هستیم، شاید صرفا لازم است کمی دراز بکشیم، استراحت کنیم یا آب پرتقالی بخوریم.

۵- خلق، مغرورانه ظاهر می شود و اصرار می کند که قاطعانه ترین نظر را درباره هویت و آینده ما دارد: این که رابطه عاشقانه مان هیچ گاه درست نخواهد شد، یا شرایط کاری مان هیچ گاه بهبود نخواهد یافت اما همیشه این گزینه را در اختیار داریم که این ادعاها را “بلوف” بدانیم و بفهمیم که اینها صرفا حالت های گذرایی از ذهن هستند اما مغرورانه وانمود می کنند که تمامیت وجودی ما را تشکیل می دهند و این که می توانیم شجاعانه و مودبانه آنها را نادیده بگیریم و موضوع را عوض کنیم. می توانیم خلق مان را به رسمیت بشناسیم و آن را بپذیریم اما به آن میدان ندهیم و بین آن و خود آگاهمان کمی فاصله قرار دهیم. حتی می توانیم گاهی همان کاری را انجام بدهیم که خلق مان ما را از انجام آن نهی کرده است: مثلا به دیدن دوستی برویم یا به جای این که در حالتی جنینی در خودمان بخزیم برویم و قدمی بزنیم. وقتی سایه سیاه خلقی تاریک بر ما چنبره می زند باید در تلاش باشیم نوری را روشن نگه داریم: نور عقل، خرد و خود دوست داری که به ما بگوید نفرت انگیز نیستیم و هیج کار غیر قابل بخششی انجام نداده ایم و این که حق زنده بودن و وجود داشتن داریم. می توانیم خودمان را با نور کوچکی شارژ کنیم تا وقتی که خورشید بزرگتری بار دیگر سر بزند.

۶- خلق های دشوار نه تنها بر حقانیت خود اصرار دارند ، که می خواهند ما را قانع کنند که همیشگی نیز هستند و تا ابد ادامه خواهند داشت. اما خودانگاره ما به انعطاف پذیری موم است و نباید اجازه دهیم که تصوری اشتباهی از ابدی بودن، به اندوه ما بیافزاید. شاید نتوانیم خلق خود را تغییر دهیم اما می توانیم بفهمیم که به قول بزرگان، در گذر چند ساعت یا چند روز “این نیز بگذرد”.

از مجموعه “مدرسه زندگی”، آلن دوباتن
# مدرسه_زندگی#آلن_دوباتن#خلق#مود#حال_خوب#رواندرمانی#روان_درمانی#روانشناسی#روان-شناسی

نوشته های مرتبط

روابط عاطفی

در جستجوی همانندی و همسانی

کوهات می گوید: «صرف حضور آدمها در محیط اطراف کودک- صداهایشان و بوی بدنشان، احساساتی که ابراز می کنند، سروصداهایشان حین انجام فعالیتهای روزمره، بوی خاص غذایی که آماده می کنند و می خورند- در کودک احساس امنیت ایجاد می کند؛ احساسی از تعلق و مشارکت... احساساتی که مهر تاییدی هستند بر این که او هم آدمی [...]
پرسئوس
روانشناسی اجتماعی

پرسئوس، در انکار نارسیسیستیک یا قهرمان؟

 پرسئوس پرسئوس از قهرمانان اساطیر یونانی است، مادرش دانائه، دخترآکریسیوس، و پدرش زئوس است. آکریسیوس، پادشاه آرگوس، در پی پیشگویی معبد دلفی که پسر دخترش او را به قتل خواهد رساند دانائه را در چاهی در حیات قصر زندانی می کند تا جلوی بچه دار شدن او را بگیرد. اما زئوس در قالب باران بر سر دانائه[...]