
اغلب این سوال پرسیده می شود که روان درمانی تحلیلی چیست و چه تفاوتی با روانکاوی یا روان درمانی پویشی دارد. جواب آسان و کوتاه و غیر تخصصی اش این است که هر سه به هم شبیه هستند. اول روانکاوی بوده و دوتای دیگر از آن نشات گرفته اند. جواب طولانی تر، دقیق تر و تخصصی ترش اما این است:
روان درمانی تحلیلی شاخه ای از رواندرمانی است که بر اصول نظریه روانکاوی بنا نهاده شده . در واقع روانکاوی، که زیگموند فروید بنیانگذار آن بود، در ابتدا نظریه ای در حوزه شخصیت شناسی و به طورکلی روانشناسی بود که بعد ها در سایر رشته های علوم انسانی نظیر جامعه شناسی، انسان شناسی و فلسفه نیزبه کار رفت. به عبارت دیگر، نظریه روانکاوی محدود به حوزه روان درمانی نیست و رواندرمانی روانکاوانه تنها یکی از نمودهای کاربردی آن است.
درمان روانکاوانه اولین نظام روان درمانی غربی بود که نظامهای روان درمانی بعدی از آن تاثیر فراوان گرفتند.روان درمانی تحلیلی یکی از این نظام های درمانی بعد از روانکاوی است که از بسیاری جهات کاملا شبیه به روانکاوی است هر چند فشردگی کمتری دارد به این معنا که تعدادجلسات درمان در هفته کمتر است. جلسات روانکاوی حدود ۴ الی ۵ جلسه در هفته است درحالی که در رویکرد تحلیلی، معمولا جلسات هفته ای یک یا دو بار برگزار می شوند. از دیگرتفاوت های این دو رویکرد استفاده از کاناپه به جای صندلی در روانکاوی است در حالی که در رویکرد تحلیلی اصراری به استفاده از کاناپه وجود ندارد. البته تفاوت درجزئیات این دو رویکرد به دو مورد گفته شده محدود نمی شود اما به هر حال شباهتهای آنها بسیار بیش از تفاوتهایشان است.
روان درمانی تحلیلی از نظریه روانکاوی به عنوان چارچوبی برای ساختاردهی و درک فرایند درمان استفاده می کند. هم روانکاوی و هم روان درمانی تحلیلی بر افزایش خودشناسی و عمیق شدن آگاهی فردنسبت به مسائل احساسی و تناقضاتی که ریشه مشکلات حال حاضر هستند تاکید دارند. دراین رویکردها، درمانگران به مسائلی از این دست می پردازند: کشف افکار و احساسات ناخودآگاه، درک جوانب و زوایای ارتباط بین درمانگر و مراجع که ممکن است با تناقضات احساسی پنهان در فرد مرتبط باشد، تفسیر فرایندهای دفاعی که سد راه آگاهی عاطفی هستندو توجه به مسائلی مثل تصور فرد از خود و عزت نفس فرد. تاکید این درمان بر کشف تجربیات درونی مراجع است و این کشف را در هر دو محور تجربیات حال حاضر و تجربیات گذشته انجام می دهد. خود تجربیات حال حاضر نیز از دو بُعد مد نظر قرار می گیرند. یک بُعد آن حال حاضر جلسه درمان و رابطه مراجع و درمانگر و کل آن چیزی است که در جلسه درمان در حال رخ دادن است و بُعد دیگر آن زندگی روزمره مراجع را تشکیل می دهد.
اصطلاح دیگری که معمولاسوال برانگیز است، روان درمانی پویشی است. رویکرد پویشی گاهی به همان رویکرد تحلیلی یا حتی گاهی با توجه به تاکید روانکاوی به پویایی های روان به خود روانکاوی هم گفته می شود. البته غالبابه عنوان شاخه ای از روان کاوی در نظر گرفته می شود که یکی از تفاوتهایش با رویکردروانکاوی، موضع فعال تر درمانگر است. البته رویکرد پویشی را هم باید از رویکردپویشی کوتاه مدت یا ISTDPجدا کرد که تفاوت های بیشتری با رویکرد تحلیلی و با روان کاوی دارد.
در نهایت، بسیاری ازرویکردهای درمانی تا حدی با هم همپوشانی دارند و مرز دقیق و خط کشی شده ای برای جدا کردن آنها وجود ندارد. وقتی درمانگری رویکرد خاصی اتخاذ می کند منظور این است که بر آن رویکرد خاص تاکید بیشتری دارد و اساس کارش را تشکیل می دهد و به معنای آن نیست که لزوما دیواری بتونی و غیر قابل نفوذ بین رویکرد او و دیگر رویکردها وجود داشته باشد. اساسا هیچ دیواری غیر قابل نفوذ نیست.
انجمن روانکاوی امریکا، دانشنامه سلامت روان، دانشنامه رواندرمانی، دانشنامه رفتار بشر، دانشنامه بین المللی علوم اجتماعی و رفتاری