تولد ژوپیتر، آندره آ شیاوون

تولد به مثابه مرگ

فرایند تولد، پدیده جدایی جنین از خانه نخستین خود یعنی رحم مادر است و ورود نوزاد به
جهان. مادر و نوزاد پیش از تولد، با هم در وحدتند و نمی توانند از هم جدا شوند. جدایی
جسمانی مادر و فرزند اندكی پس از تولد با بریدن بند ناف آغاز می شود. اتو رانك، روانکاو اتریشی، بر این اعتقاد است كه فرایند تولد به خودی خود واقعه آسیب زایی برای نوزاد تلقی می شود.

رانك معتقد بود روان رنجوری در دوران زندگی فرد، حاصل تجربه تولد و ترومای حاصل از آن است. از نظر او، جدا شدن از مادر درفرایند تولد، برانگیزاننده احساس اضطراب است. این احساس اضطراب معمولا بعدها در طی زندگی و در نتیجه جدایی یا حتی تهدید به جدایی از چیزی یا كسی دوباره فعال می شود. از این رو بر این باور بود كه انسان ها اغلب، تمایلی ناخودآگاه برای بازگشت به زهدان مادر دارند.

جدایی نوزاد از رحم مادر می تواند تهدید كننده باشد. كندن از فضای امن زهدان مادر و
پرتاب به جهانی كه بالقوه آسیب زاست می تواند برای نوزاد حكم مرگ را داشته باشد.
استانیسلاو گروف، روانپزشک اهل چک، معتقد است ارتباط نزدیك میان تولد و مرگ در سطح پیش از تولد حاكی از آن است كه تولد به طور بالقوه می تواند واقعه ای باشد تهدید كننده زندگی.

روی ریجوی ، نویسنده كتاب “كودك متولد نشده: شروع یك زندگی و غلبه بر مشكلات اولیه”
هم در باب تولد به مثابه مرگ حرف زده است. او به توصیف این تفكر بودیستی پرداخت كه مرگ، بازگشت به وضعیت سعادتمند نخستین در زهدان مادر است،همان نیروانای لذت بخش كه وضعیتی است فارغ از رنج، آرزو و خویشتن.

زهدان مادر، بهشت گمشده است در حالی كه زندگی انسان چیزی بیش از دره ای از اشك نیست. از نظر ریجوی، مفهوم تناسخ یا تولد مجدد در بودیسم، مجازات زندگی كوركورانه و بدون آگاهی است.

نوشته های مرتبط

روابط عاطفی

در جستجوی همانندی و همسانی

کوهات می گوید: «صرف حضور آدمها در محیط اطراف کودک- صداهایشان و بوی بدنشان، احساساتی که ابراز می کنند، سروصداهایشان حین انجام فعالیتهای روزمره، بوی خاص غذایی که آماده می کنند و می خورند- در کودک احساس امنیت ایجاد می کند؛ احساسی از تعلق و مشارکت... احساساتی که مهر تاییدی هستند بر این که او هم آدمی [...]
پرسئوس
روانشناسی اجتماعی

پرسئوس، در انکار نارسیسیستیک یا قهرمان؟

 پرسئوس پرسئوس از قهرمانان اساطیر یونانی است، مادرش دانائه، دخترآکریسیوس، و پدرش زئوس است. آکریسیوس، پادشاه آرگوس، در پی پیشگویی معبد دلفی که پسر دخترش او را به قتل خواهد رساند دانائه را در چاهی در حیات قصر زندانی می کند تا جلوی بچه دار شدن او را بگیرد. اما زئوس در قالب باران بر سر دانائه[...]