کودک در سال اول زندگی هم اشتیاق به پیوند با مادر را تجربه می کند و هم ترس از غرق شدن در او را. پاچلا (۱۹۸۰) این وضعیت را یک درگیری اساسی انسان می داند که اضطراب حاصل از آن دفاع های روانی را فعال می سازد.
در این راستا روان فرد در طول زندگی استراتژی هایی را به کار می گیرد که هدف اصلی آنها نگه داشتن دیگری. در یک فاصله بهینه از «خود» است با توجه به نوع رابطه مادر و کودک در سالهای اول، این فاصله بهینه برای افراد مختلف متفاوت است.
این فاصله بهینه از «دیگری» فاصله ای است که فرد در آن احساس امنیت می کند: نه از احساس نزدیکی بیش از حد دیگری احساس خفگی می کند و نه از دوری بیش از حد او احساس طرد و رها شدگی.

