اولین کار یک قهرمان، کناره گیری از صحنه ی جهان ظواهر و تاثیرات تابع آن به سوی مناطق غیر قابل پیش بینی روان است، جایی که مشکلات، واقعا رسوب کرده اند… سفر هراس انگیز قهرمان برای به دست آوردن چیزی نیست، بلکه برای باز پس گرفتن آن است. برای اکتشاف نیست، برای بازیافتن است. آن گاه مشخص می شود که این نیروهای الهی که قهرمان به جست و جویشان برخاسته و به سختی به دست آورده است، تمام این مدت در قلب خود قهرمان وجود داشته اند.
او پسر “پادشاه” است. فقط باید خود را بشناسد و قدرتی را که حق اوست به درستی در دست گیرد، “پسر خداست” که می آموزد این لقب چه معناها می تواند داشته باشد. از این نظر، قهرمان سمبول آن تصویر خلاق و رهایی بخشی است که درون همه ی ما پنهان بوده و در انتظار است تا او را بشناسیم و به عرصه ی زندگی بیاوریم.
قهرمان هزار چهره
جوزف کمبل/ برگردان: شادی خسروپناه

