تصمیم، پل میان آرزو و کردار است. تصمیم گیری به معنای متعهد کردن خویش به زنجیره ای از کردارهاست. اگر عملی از فرد سر نزند، تصمیمی حقیقی هم در کار نبوده بلکه فرد فقط با تصمیم بازی کرده است، گونه ای عزم ناکام. “در انتظار گودو” ی سامویل بکت تجسمی ست از تصمیم عقیم مانده. شخصیت های داستان می اندیشند، قصد می کنند، تعلل می ورزند، عزم می کنند ولی تصمیم نمی گیرند.
نمایشنامه با این رشته گفتگو به پایان می رسد:
ولادیمیر: برویم؟
استراگون: برویم
{هیچ کدام حرکت نمی کنند}
در برابر هر آری یک نه هست. تصمیم گیری دربارهی یک چیز همیشه به معنای چشم پوشی از چیز دیگر است. رشد یافتگی و شجاعت در آن است که بتوانیم چشم پوشی کنیم و خرد در آن است که جویای راههایی باشیم که ما را به کمترین چشم پوشیِ ممکن وامی دارند
تصمیم گیری، بعضی افراد را مشوش و نگران می کند و آن ها را وا می دارد تا با مجبور کردن یا مجاب کردن دیگران، کاری کنند تا آن ها به جایشان تصمیم بگیرند.
مسؤولیت، شمشیری دو لبه است: اگر فرد مسؤولیت زندگانی خود را بپذیرد و تصمیم به تغییر بگیرد به این معناست که فرد به تنهایی مسئول ویرانه های زندگی گذشته ایست که می توانست مدتها پیش تغییر کند.
رواندرمانی اگزیستانسیال
اروین یالوم

