طرد شدن

طرد شدن و احساس  این که خواسته نمی شویم دردناک است. تصویربرداری های مغزی نشان می دهند که طرد شدن باعث ایجاد فعالیت در نقاطی از مغز می شود که مسوول پردازش درد جسمانی هستند. و زبانی که برای توصیف طرد به کار می بریم بازتابی از همین تجربه است. در زبانهای مختلف از واژه هایی مثل درد داشتن، دلشکستگی خرد شدن در توصیف طرد استفاده می شود. چرا طرد شدن چنین واکنش های شدیدی را در ما ایجاد می کند و آیا هیچ راهی برای کنار آمدن با این درد وجود دارد؟

روانشناسها معمولا می گویند زمانی احساس طرد شدن می کنیم که به نظرمان می آید دیگران به داشتن ارتباط اجتماعی با ما بها نمی دهند. این وضعیت می تواند زمانی رخ دهد که از سوی یار عشقی مان طرد می شویم یا از سوی یک گروه یا زمانی که تبعیض را تجربه می کنیم. اما خوب است به این نکته توجه کنیم که این طرد شدن ها در روابط بین فردی یک عنصر اجتماعی در خود دارند که آنها را از چیزی مثل پذیرفته نشدن در یک موقعیت شغلی متمایز می کند و این عنصر اجتماعی همان است که احساس می کنیم داشتن ارتباط با ما برای طرف مقابل ارزشی ندارد. و در حالی که هر چقدر ارتباطی برایمان مهم تر باشد درد طرد شدن از آن برایمان بیشتر است اما طرد شدن از سوی آدمهای تقریبا نا آشنا هم می تواند برایمان دردناک باشد.

همان طور که درد بدنی یعنی خطری سلامت بدنمان را تهدید می کند درد روانی هم یعنی خطری سلامت اجتماعی مان را تهدید می کند. برخی روانشناسان رفتاری معتقدند این سیستم هشدار زمانی شکل گرفته که اجداد پیشاتاریخی ما در گروههای کوچک زندگی می کردند و برای بقا به هر کسی که می شناختند وابسته بودند.  تکامل این انسانها در این مسیر بوده که طرد از سوی هر کسی را تهدیدی بالقوه برای امنیت خود تجربه کنند. راهی برای اثبات این نظریه تکاملی وجود ندارد اما این سیستم هشدار هر منبعی که داشته باشد به ما نمی گوید این تجربه هیجانی شدید را چطور پردازش کنیم. بنابراین دفعه بعد که در معرض طرد شدن قرار گرفتید سعی کنید این سوالات را از خودتان بپرسید.

اولین نکته ای که باید در نظر بگیرید رابطه تان با شخص طرد کننده است. آیا کسی است که شما را خوب می شناسد و نظرش برایتان مهم است؟ یا صرفا یک آَشنای دور است؟ اگر دومی است شاید بتوانید به این سوال دوم پاسخ بدهید که آیا این طرد شدن اصلا اهمیتی دارد؟ درست است که اگر یک غریبه هم به شوخی شما نخندد احساس خوشایندی نخواهد بود اما منطقی هم نیست که به طرد با چنین اثر کمی بر زندگی تان واکنش شدید نشان بدهید.

عامل مهم دیگر که در میزان اثر طرد شدن بر ما نقش دارد تصویری است که از خودمان داریم. هر وقت خودمان را دست کم بگیریم مسلما طرد را به شکل دردناک تری تجربه خواهیم کرد تا اندازه ای که ممکن است حتی واکنش های خنثی دیگران را به شکل طرد احساس کنیم. بنابراین  در موقعیت طرد سوال مهم بعدی این است که آیا احساس طرد شدنمان واقعی است یا صرفا از احساس عدم پذیرش خودمان نسبت به خودمان می آید . ممکن است طرف مقابل آن طور که شما دوست دارید با شما رفتار نکرده باشد اما با این حال همچنان  رابطه با شما برایش ارزشمند باشد. در بعضی موارد هم خوب است حواسمان به این باشد که شاید اساسا توقع میزانی از پذیرش داریم که منطقی نیست.

متاسفانه بعد از پرسیدن این سوالات ممکن است همچنان به این نتیجه برسید که شخصی که به شما نزدیک و برایتان مهم است آنقدر که شما به ارتباط با او اهمیت می دهید به ارتباط با شما اهمیت نمی دهد. دردناک است اما به یاد داشتن دو نکته کمک کننده است. اول این که این طرد شدن صرفا درباره شما نیست. احتمالا طرف مقابل چیزی متفاوت از شما از این ارتباط می خواهد و آنچه می خواهد ممکن است غیر منطقی، غیر منصفانه یا صرفا چیزی باشد که شما نداریدش که بخواهید ارائه دهید. دوم این که طرد از سوی آنها به این معنا نیست که شما مشکلی یا عیب و نقصی دارید. دردی که تجربه می کنید صرفا بخشی از سیستمی است که به شما سقلمه می زند که درباره روابط بین فردی تان بیندیشید. و با فکر کردن به رفتارهایتان ممکن است سرنخ هایی بیابید که بهتر بتوانید آن طرد را درک کنید و درباره رابطه ای که می خواهید با آن شخص داشته باشید نگاهی انتقادی بیندازید.

هر رابطه ای و هر طردی ویژگی های منحصر به فرد خود را دارد اما با این حال این نکته هم مهم است که بدانید شما تنها کسی نیستید که طرد شدن را تجربه می کنید. همه در طول زندگی شان این پدیده را تجربه می کنند و یکی از رایج ترین شیوه ها برای کنار آمدن با این تجربه جهانی این است که با آنها که ما را می پذیرند ارتباط برقرار کنیم.

منبع: TED

نوشته های مرتبط

روابط عاطفی

در جستجوی همانندی و همسانی

کوهات می گوید: «صرف حضور آدمها در محیط اطراف کودک- صداهایشان و بوی بدنشان، احساساتی که ابراز می کنند، سروصداهایشان حین انجام فعالیتهای روزمره، بوی خاص غذایی که آماده می کنند و می خورند- در کودک احساس امنیت ایجاد می کند؛ احساسی از تعلق و مشارکت... احساساتی که مهر تاییدی هستند بر این که او هم آدمی [...]
پرسئوس
روانشناسی اجتماعی

پرسئوس، در انکار نارسیسیستیک یا قهرمان؟

 پرسئوس پرسئوس از قهرمانان اساطیر یونانی است، مادرش دانائه، دخترآکریسیوس، و پدرش زئوس است. آکریسیوس، پادشاه آرگوس، در پی پیشگویی معبد دلفی که پسر دخترش او را به قتل خواهد رساند دانائه را در چاهی در حیات قصر زندانی می کند تا جلوی بچه دار شدن او را بگیرد. اما زئوس در قالب باران بر سر دانائه[...]